امروز: 28 آذر 1397 - 19 دسامبر 2018 - 12 ربيع الثاني 1440
 
...
تاریخ: 1396/10/20      ساعت: 12:03
تعداد بازدید:   1726
دکتر سيد حسن موسوي چلک، رييس انجمن مددکاري اجتماعي ايران:

در خيابان تعارف فراموش مي شود

مددکاری اجتماعی را دوست دارم و اگر دوباره می خواستم شغلی انتخاب کنم، باز مددکاری اجتماعی را انتخاب می کردم. واقعا حس خوبی است که آدم بتواند به دیگران کمک کند. من از مددکاری اجتماعی انرژی می گیرم. اینها بخشی از گفته های دکتر سید حسن موسوی چلک است که خواندنش خالی از لطف نیست.

سيد حسن موسوي چلك اهل نوشهر است. قشلاق شان روستای بندپی و ییلاق شان روستای میخ ساز در کجور است. تقریبا 50 ساله و متاهل است و یک فرزند دختر دارد. در حال حاضر رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران است و مشاور رییس سازمان و مدیرکل دفتر مدیریت و عملکرد سازمان بهزیستی. میگوید: همه اینها را کنار بگذارید، من همان مددکار اجتماعیام!



 


چرا مددکاری را انتخاب کردید؟


مددکاری اجتماعی را دوست دارم. مدتی قبل دخترم از من پرسید: اگر دوباره بخواهید شغلی انتخاب کنید، چه شغلی را انتخاب میکنید؟ من به دخترم گفتم: بازهم مددکاری را انتخاب میکنم. مددکاری اجتماعی را دوست دارم و حس میکنم که با روحیه من خیلی سازگاری دارد. من با مددکاری عشق میکنم و این حس خوبی است که آدم بتواند به دیگران کمک کند. من از مددکاری اجتماعی انرژی میگیرم، حتی اگر مردم با مشکلات به سراغ ما میآیند، ولی باز هم انرژی میگیریم.


خدمت مخلوق کن بیمزد و بیمنت، بهار


ای خوش آن بینا که روزی دست نابینا گرفت


من فکر میکنم که این لطف خداست و توفیقی نصیب من و همکارانم شده است که به این حرفه وارد شدهایم.


اگر بخواهید برای افرادی که چیزی از مددکاری نمیدانند مددکاری را در چند جمله معرفی کنید، چه میگویید؟


واقعیت این است که مددکاری دو ماموریت مهم دارد: نخست کمک میکند که مردم از زندگی خود لذت ببرند که ما به آن ارتقای کیفیت زندگی یا به زیستن اجتماعی میگوییم و دوم کمک میکند که سلامت اجتماعی در جامعه افزایش یابد و مردم حس خوب و مثبتی از زندگی، تعامل با دیگران و جامعه داشته باشند. خیلیها فکر میکنند که هرکس مشکلی دارد به مددکار اجتماعی مراجعه میکند، البته این بخشی از مددکاری اجتماعی است، اما مددکاری اجتماعی میخواهد راه درست و بهتر زیستن را نشان و نمایش دهد و این بهترین کاری است که میتوان برای مردم انجام داد.


به مطلب جالبی اشاره کردید. پسرم قبل از مصاحبه با شما از من پرسید: مددکاری اجتماعی چیست و مددکار کیست؟ من هم همین جواب اکثریت مردم را دادم.


مددکاری اجتماعی امروز نیاز محور است نه مشکل محور. تعریفی که از مددکاری اجتماعی در سال 2014 ارایه شد این است: مددکاری اجتماعی در نهایت به بهتر زیستن منجر میشود.


به نظر میرسد بخشی از بهتر زیستن اجتماعی در خیابانهاست و خیابان ویترین گذشت و ایثار و نیکوکاری است. آیا فکر میکنید که خیابانهای ما این گونه باشد؟ اگر این گونه است چرا 17 هزار کشته در خیابانها داریم؟


ما ایرانیها به خودمان که میرسیم این شوخی را با خود میکنیم که جلوی در خانهها تعارف میکنیم، اما در خیابان تعارف فراموش میشود. ما در انجمن مددکاری این بحث را شروع کردیم و کمپین پیش گیری از تصادفات اجتماعی با تاکید بر ابعاد اجتماعی تصادفات را با هدف آموزش به وجود آوردیم و در این راستا مدیریت اجتماعی و ترافیک را با همکاری دانشگاه لایپزیک آلمان و علوم بهزیستی کشورمان برای تربیت مربی همایشی برگزار کردیم. واقعیت این است که تقریبا 17 هزار نفر در جادهها میمیرند که رقم وحشتناکی است و البته چندین برابر آن مصدومان ناشی از تصادفات است. فرهنگ رانندگی نهادینه نشده است. در تصادفات سه عامل کلیدی است: «جاده، ایمنی خودرو و نیروی انسانی» که در نیروی انسانی دو عامل سبقت غیر مجاز و سرعت غیر مجاز بیشترین تلفات را دارد که نشان از فرهنگ رانندگی است. از سوی دیگر، خیلی از خشونتها و پرخاشگریها را میبینیم. باید بپذیریم که گذشت و مدارا نداریم. امسال شعار ما مدارا در رانندگی بود. فرض کنید فردی سبقت بیجا گرفته است. با تکان دادن یک دست میتوانیم مدیریت کنیم، ولی اگر فریاد بکشیم و پرخاشگرانه رفتار کنیم موجب تنش میشود. ما در خیابان باید این دو کار را انجام بدهیم: اول این که نباید خودمان عامل تنش در خیابان شویم. بعد این که اگر هم تنشی ایجاد شد، مدیریت کنیم. ما که نمیتوانیم مردم را در خیابان تربیت کنیم، باید خودمان تربیت شویم.


قطعا تصادفات هزینههای اقتصادی و سیاسی و اجتماعی جبرانناپذیری دارد. شما به عنوان رییس انجمن مددکاری از هزینههای اجتماعی تصادفات بگویید.


زنی که شوهرش را در تصادف از دست میدهد. الان 30 درصد زنان تحت پوشش سازمانهای حمایتی ناشی از تصادفات هستند. بچهای که پدر یا مادر و یا هر دو را از دست میدهد. فردی که معلول میشود و فردی که مجبور است دیه بدهد. زندگی همه این افراد متلاشی میشود و همه اینها عوارض اجتماعی است. ما بیمه هستیم و بیمه میتواند مسایل مالی و اقتصادی را جبران کند، اما خسارت هزینههای اجتماعی پرداخت نمیشود؟ خسارت روانی را چه سازمانی پرداخت میکند؟


آیا در این راستا اقداماتی انجام شده است؟


در بعد اجرایی اتفاقی نیفتاده است. ما اعتقاد داریم که این بستر وجود دارد. همان گونه که در اخذ گواهینامه سلامت جسمی چک میشود، باید سلامت روانی نیز چک شود. حتی اگر تصادفی رخ داده باشد، به حمایت فرد تصادف کننده نیاز است. فردی که در تصادف متضرر میشود نیز نیازمند حمایت است. قطعا مددکاران میتوانند در حمایت و حمایتگری اجتماعی و سرکشی از وضیعت اجتماعی موثر باشند و اقدامات مناسب انجام بدهند. ما برنامههای عملی داریم. همین الان 400 کلینیک مددکاری اجتماعی در بخش خصوصی داریم. ما میتوانیم همکاریهای مشترکی برای این مساله با موسسات مربوطه داشته باشیم، البته اگر موسسات دیگر نیز بخواهند و حل مشکل را فقط از منظر خود نبینند!


البته هزینههای اجتماعی که اشاره کردید، موجد و موجب مشکلات دیگری میشود. درست است؟


 مطمئنا این گونه است. فرض کنید فرد تصادف میکند، فرد و خانوادهاش استرس زیادی دارید. فردی که دچار مصدومیت میشود. در واقع افراد در خانواده زندگی میکنند، این مشکلات به خانواده برمیگردد و خانواده این مشکلات را به مدرسه و نهادهای اجتماعی انتقال میدهد.


متغیرهای مهم و اثرگذار بر قانونمندی چیست؟


به نظرم آموزش محوریترین متغیر است. آموزش یک رویکرد ایجابی است و بر رویکرد سلبی ترجیح دارد. پلیسی که کمین میکند، نمیتواند پیشگیری را تقویت کند. پلیس جریمهمحور نمیتواند فرهنگ رانندگی را ارتقا دهد.


جنابعالی به نقش آموزش اشاره کردید. ظاهرا به نظر میرسد که در مدارس به این مطالب پرداخته میشود.اما چرا موثر نیست؟ گره مشکل کجاست؟


آموزش به موقع، دقیق و اثربخش که منجر به تغییر رفتار شود. فعلا این آموزش موجود نیست.


حالا سوالاتی میپرسم که حس نوستالوژی میدهد. خودرو درکودکی چه حسی به شما میداد؟


لذت می‌‌بردیم وقتی در کودکی پشت وانت مینشستیم و به ییلاق میرفتیم و چه حالی میداد وقتی اگزوز را خالیمی کردیم و صدا میداد!


الان خودرو چه حسی به شما میدهد؟


الان حس ترافیک میدهد! البته در شهر، رانندگی را دوست ندارم، ولی رانندگی در بیرون شهر را دوست دارم.


چند سالگی گواهینامه گرفتید؟


21 سالگی.


خودروی شما ایرانی است یا خارجی؟


الان ماشین 206 دارم. از سال 86 گرفتم که به آن خوش رکاب میگویم. خیلی هم از آن راضی هستم.


مددکاران چه ماشینی را سوار میشوند؟


مددکارانی هستند که بنز سوار میشوند و مددکارانی که پراید! فرق میکند.


ماشین نوشتهها را میخوانید؟


بله! معمولا میخوانم و قابل تحلیلند. ماشین نوشتهها از منظر جامعهشناسی و مردمشناسی قابل تاملند. ماشین نوشتهها مبین پیامهای اخلاقی، مذهبی، فراق، عاشقی، مردانگی، امیدواری و نومیدی هستند.


میتوانید از ماشین نوشتهها به چند مورد اشاره کنید.


 سلطان غم، مادر.


در این دنیای بیحاصل چرا مغرور میگردی


 سلیمان گرشوی آخر، نصیب مور میگردی.


نمیدانم چرا مسیر زندگی هموار میگردد


بشرتغییر حالت میدهد خونخوار میگردد.


«یا اباالفضل» که پشت خاور و کامیون مینویسند!


بسیاری از افرادی که از شهرستانها به تهران میآیند، از رانندگی در تهران متعجب میشوند. به نظر آنها رانندگان در تهران خیلی منظم و مقرراتی هستند و از سوی دیگر، وقتی پایتختنشینان به شهرستانها میروند، رانندگی در شهرستانها را سخت و یا شگفتانگیز میدانند! به نظر شما کدام نگاه درست است؟


 به نظرم تهرانیها به دو دلیل قانونمندتر هستند! اول به دلیل شرایط ترافیکی حاکم بر تهران و دوم، سیستم کنترل مکانیزه در این کلانشهر.


آیا سوال خاصی بود که باید مطرح میشد؟


همه سوالات را شما پرسیدید!


حرف پایانی شما هنرمند محبوب برای خوانندگان چیست؟


همه ما باید مدارا در رانندگی را رعایت کنیم. از سوی دیگر، ایمنی جاده و ایمنی خودرو نیز مهم است و باید در این زمینهها مطالبهگربود! اگر خودرو و جاده ایمن نیست، باید مسوولان پاسخ بدهند! واقعیت این است که جان مردم باید مهم باشد و جان مردم سرمایه ملی است. متاسفانه ما به راحتی سرمایه مهم را از دست میدهیم. سرمایه انسانی جزو منافع ملی است و به هیچ قیمتی نباید فدای منافع دیگر شود!


 


 




نظر شما درباره این خبر
نام:
پست الکترونیکی:  
 
 

صفحه اصلی نقشه سایت درباره ما تماس با ما
مدیریت ارتباطات و امور بین الملل گروه صنعتی ایران خودرو